عبدالله مستوفى

254

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

آزادى عثمانى و حبس سلطان عبد الحميد دوم و جلوس سلطان محمد پنجم نتيجهء كار ژون توركها ( تركهاى جوان ) است . طرخان پاشا با داشتن هفتاد سال يكى از آنها و به همين جهت بجاى حسنى پاشا كه از پارتى ضد بوده است ، برقرار و مقدم السفرائى از احتكار سفارت خلاص شده است . انور بيك هم به همين گناه از سفارت پطرزبورغ كه مدتها در آن به سمت وابسته نظامى مأمور بود ، منفصل و مثل حسنى پاشا خانه‌نشين شده است . فخر الدين بيك مستشار كماكان به سمت خود باقى و خصوصيت بين ما و تركها به حد كمال است و با سفارتهاى ديگر چندان رفت‌وآمدى نداريم . ايزولسكى وزير وسازانف معاون وزارت خارجه كنت لامزدرف وزير خارجهء روسيه مدتى است از كار خارج و زندگى را بدرود گفته و بجاى او ايزولسكى وزير امور خارجه است . ولى مشاور الممالك حتى ملاقات روزهاى چهارشنبه را هم با او ترك كرده است زيرا نميدانم در چه مورد تلگرافى از وزارت خارجهء خودمان راجع باقدامى در نزد وزارت خارجهء روسيه رسيده بود كه ايزولسكى در محاوره گويا قدرى خشونت كرده بود . مشاور الممالك هم شرح ملاقات را بمركز ، در جواب ، تلگراف كرده . مركز هم ديگر كارى مراجعه نميكرد . اگر كارى هم پيش ميآمد ، با سفارت روس در طهران در حل آن عبث و بيهوده ميكوشيدند زيرا روسها در اينوقت كه با انگليسها يعنى رقيب صد و پنجاه سالهء خود در ايران كنار آمده و قرارداد 1907 را در تقسيم ايران به دو منطقهء نفوذ بسته بودند ، ديگر خيلى با ما بتشريفات رفتار نميكردند . مخصوصا آزاديخواهى ايران هم بيشتر باردل آنها شده ، تلافى اين كار را كه ناچار در آزادىطلبان قفقاز و روسيه هم سرايت ميكرد ، سر حكومت فاقد همه چيز ايران در مياوردند . كار وزارت خارجهء روسيه در اين روزها بيشتر با سازانف معاون وزارت خارجه بود و ايزولسكى كم‌كم ماشين امضاء مىشد . چنان كه بعدها هم سازانف بوزارت خارجه رسيد و در تمام مدت جنگهاى بين‌الملل و تا قبل از استعفاى نيكلاى دوم از امپراتورى روسيه ، ادارهء وزارت خارجهء اين كشور بدست او بود . مردى سبع و بسيار خشن و از جمله اشخاصى بود كه جز اجراى تام‌وتمام مندرجات وصيت‌نامهء پطر كبير ، هيچ نظرى نداشت و بعقيدهء خود مستقيما بجانب آن مقصود پيش ميرفت . در حقيقت مشاور الممالك در مذاكره با ايزولسكى ، بر خلاف مثل معروف ، از مار بعقرب پناه برده بود « 1 » . سازانف با ريش توپى فلفل نمكى و صورت سرخ و سفيد و چشمان كبود و سر كم موى خود در خشونت و سبعيت بيداد ميكرد . مرحوم مشاور الممالك « انصارى » در اين اواخر براى من نقل كرد كه در 1919 هنگاميكه براى كنفرانس صلح بعد از جنگ بين‌الملل از طرف ايران بپاريس رفته بودم ،

--> ( 1 ) - در مثل است كه در جهنم عقربى است كه از آن بايد بمار پناه برد . اين مثل در جائى گفته مىشود كه بخواهند وانمود كنند كه اين شخص كه ظاهرا از رئيسش يا همقدرش بهتر به نظر ميآيد ، از او بدجنس‌تر است .